محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
225
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
به شترى تشبيه مىكند كه منافع آن را خليفه اول و دوم ميان خود تقسيم كردند و به هر كدام پستانى براى دوشيدن رسيد . تاريخنگران نوشتهاند كه عمر اولين كسى بود كه با ابوبكر بيعت كرد و ابوبكر نيز خلافت را برايش نگه داشت . ( فصيّرها في حوزة خشناء يغلظ كلمها و يخشن مسّها ) امام عليه السّلام با اين عبارتها به اخلاق عمر اشاره مىكند كه به خشكى و خشونت معروف بود . طلحه به ابوبكر مىگويد : « فردا روز چه به خدايت مىگويى كه تو بر ما فردى درشتخو و سختدل گماشتى ؟ ! » « 1 » ( و يكثر العثار فيها ، و الإعتذار منها ) ضمير در « منها » به طبيعت و خوى عمر برمىگردد كه امام عليه السّلام از آن به « حوزة » تعبير كرد . عمر بىدرنگ به نام خداوند و شريعت او حكم صادر مىكرد و آنگاه كه او را از اشتباهش آگاه مىساختند ، عذر مىساخت . موارد فراوانى از اشتباههاى او در تاريخ نقل شده است ؛ از آن جمله تعيين مهر است كه زنى بر او با اين آيه اعتراض كرد : « و اگر مال فراوانى ( به عنوان مهر ) به او پرداختهايد ، چيزى از آن را پس نگيريد ! آيا براى باز پس گرفتن مهر آنان ، به تهمت و گناه آشكار متوسل
--> ( 1 ) . الرياض النضره : 1 / 181 ؛ كنز العمال : 6 / 324 ؛ شرح نهجالبلاغه ، ابن ابى الحديد : 1 / 164 و 6 / 343 و 11 / 13 ؛ تاريخ الامم و الملوك : 3 / 210 ؛ الملل و النحل ، شهرستانى : 31 ؛ المعيار و الموازنه ، ابو جعفر اسكافى : 47 .